خرید اقساطی از سایت کارت با کمترین پیش پرداخت

ابر سرخ؛ راهبرد چین برای ساخت جاده ابریشم دیجیتال


avatar
سجاد نوری
05 مرداد 1404 | 6 دقیقه مطالعه

در دهه اخیر، واژه «ابر» (Cloud) از یک مفهوم صرفاً فنی یا استعاره‌ای شاعرانه، به یکی از کلیدی‌ترین ابزارهای قدرت راهبردی و توسعه اقتصادی جهان تبدیل شده است. چین، که به‌سرعت اهمیت این تحول را درک کرد، با ورود شرکت‌های بزرگ فناوری به حوزه زیرساخت‌های ابری، مسیر خود را آغاز نمود؛ اما نقطه عطف اصلی زمانی رقم خورد که شی جین‌پینگ در سال ۲۰۱۹ به‌صراحت اعلام کرد: آینده حاکمیت فناورانه چین به گسترش رایانش ابری، بلاک‌چین و داده‌های عظیم وابسته است. این پیام روشن بود که زیرساخت ابری دیگر تنها یک ابزار تجاری یا فناوری برای افزایش بهره‌وری نیست؛ بلکه ستون فقرات تداوم دولت و عاملی کلیدی برای تثبیت قدرت ملی در عصر دیجیتال به شمار می‌رود.

از این مقطع، توسعه زیرساخت‌های ابری در چین به یک اولویت حاکمیتی تبدیل شد. دولت مرکزی، مقامات استانی، شرکت‌های فناوری و صنایع مختلف به شکلی هماهنگ و برنامه‌ریزی‌شده در این مسیر سرمایه‌گذاری کردند. مدل چینی توسعه Cloud نشان می‌دهد که بدون وجود اراده سیاسی متمرکز، حمایت مستقیم دولت و تعیین مأموریت‌های مشخص برای بازیگران داخلی، ایجاد یک بستر ابری پایدار و در مقیاس ملی امکان‌پذیر نیست.

در این چارچوب، رایانش ابری نه‌تنها یک فناوری پیشرفته، بلکه جزئی از نقشه راه حکمرانی نوین چین و ابزاری برای تحقق استراتژی‌های منطقه‌ای و جهانی این کشور محسوب می‌شود. به بیان دیگر، در چین، «ابر» تنها یک سرویس دیجیتال نیست؛ بلکه یک ابزار ژئوپولیتیکی و عنصر مهم در بازتعریف نقش دولت در عصر فناوری است.

این رویکرد چین نشان می‌دهد که توسعه زیرساخت‌های ابری در سطح ملی، فراتر از بعد فنی، یک تصمیم سیاسی و استراتژیک است. برخلاف بسیاری از کشورها که Cloud را صرفاً بستری برای خدمات دیجیتال و اقتصادی می‌بینند، چین آن را به‌عنوان ابزاری برای حفظ حاکمیت داده، گسترش نفوذ ژئوپولیتیکی و ساخت یک اقتصاد دیجیتال خودکفا تعریف کرده است. این مدل می‌تواند الگویی برای کشورهایی باشد که می‌خواهند در آینده رقابت فناوری نقش پررنگ‌تری ایفا کنند، هرچند هزینه و الزام‌های سیاسی چنین مسیری برای همه دولت‌ها قابل‌تحمل نیست.

از پلتفرم به زیرساخت؛ ظهور غول‌های ابری بومی

در قلب این تحول، دو بازیگر اصلی ایستاده‌اند Alibaba Cloud و Tencent Cloud . علی‌بابا، که از دل نیازهای داخلی این شرکت برای مقیاس‌پذیری و کنترل داده در اکوسیستم تجارت الکترونیکی خود متولد شد، از اوایل دهه ۲۰۱۰ با سرمایه‌گذاری‌های سنگین وارد حوزه زیرساخت ابری شد. این شرکت توانست با توسعه فناوری بومی، جایگزینی برای Oracle  و EMC ارائه دهد و به‌تدریج با تکیه بر قدرت زیرساختی، وارد حوزه‌های کلیدی‌تری همچون خدمات عمومی، پزشکی، مالی و شهر هوشمند شود. پروژه City Brain در هانگژو، نمونه‌ای شاخص از این مسیر است؛ شهری که با اتکا به داده‌های ترافیکی، دوربین‌های شهری، و هوش مصنوعی بر بستر Alibaba Cloud توانست مدیریت شهری را از سطح واکنش به سطح پیش‌بینی و کنترل ارتقا دهد.

 Tencent Cloud نیز با تکیه بر سابقه خود در صنعت سرگرمی دیجیتال و خدمات ارتباطی، مسیر متفاوت اما مکملی را پیمود. این شرکت با تمرکز بر پشتیبانی از خدمات بیمه، سلامت، آموزش و شبکه‌های اجتماعی توانست به انتخاب اول دولت‌های محلی (استان‌ها) و نهادهای عمومی برای توسعه پلتفرم‌های بومی تبدیل شود. قدرت Tencent در ایجاد هم‌افزایی میان محتوای بومی، مدل‌های هوش مصنوعی، و زیرساخت ابری، آن را به بازیگری کلیدی در تکمیل زنجیره حاکمیت دیجیتال چین تبدیل کرده است.

از بحران کرونا تا تاب‌آوری فناورانه

در سطح عملیاتی نیز، نقش زیرساخت‌های ابری در مدیریت بحران، افزایش تاب‌آوری دولت، و پاسخ سریع به شرایط اضطراری اثبات شده است. در اوج بحران کرونا، بسیاری از استان‌ها توانستند ظرف چند روز خدمات سلامت دیجیتال، آموزش آنلاین و مدیریت تردد شهری را از طریق بسترهای ابری راه‌اندازی کنند. این انعطاف‌پذیری، برخاسته از تصمیمات از پیش‌گرفته‌شده در سطح حاکمیتی برای سرمایه‌گذاری در Cloud بود.

از سوی دیگر، پروژه‌های انتقال خدمات دولتی به زیرساخت ابری در استان‌هایی مانند Guizhou و Inner Mongolia با سرمایه‌گذاری ترکیبی دولت و بخش خصوصی، توانستند ضمن کاهش شکاف دیجیتال، ظرفیت فناوری را به مناطق کمتر برخوردار نیز تسری دهد. تنها در سال ۲۰۱۸، دولت محلی گوئیژو بیش از ۷۰ میلیارد یوآن (حدود ۱۰ میلیارد دلار) سرمایه‌گذاری برای توسعه اکوسیستم ابری و کلان‌داده جذب کرد و این استان تبدیل به قطب زیرساخت ابری ملی چین شد.

این اقدامات در چارچوب راهبرد کلان «cloud-first» دولت چین قابل تحلیل است؛ راهبردی که از جمله الزامات برنامه پنج‌ساله چهاردهم (۲۰۲۱–۲۰۲۵) به شمار می‌رود و در آن صراحتاً آمده که زیرساخت ابری باید به زیربنای تحول دیجیتال ملی بدل شود.

از تجربه چین چه می‌آموزیم؟

مدل چینی، با همه تفاوت‌های ساختاری و حکمرانی‌اش، نشان می‌دهد توسعه زیرساخت‌های ابری، تنها با قواعد بازار آزاد و رقابت آزاد محقق نمی‌شود. شرط کافی آن دولت‌هایی هستند که نه‌تنها تنظیم‌گر و ناظر، بلکه هدایت‌گر، حمایت‌گر و مصرف‌کننده اولیه و تضمین‌شده این زیرساخت باشند. همان‌گونه که راه‌آهن و برق در قرن نوزدهم نیازمند اراده دولت‌ها برای سراسری شدن بودند، cloud  در قرن بیست‌و‌یکم نیز تنها با پشتوانه حاکمیت و اراده‌ سیاسی مقتضی می‌تواند نقش کلیدی و تحولی خود را ایفا کند.

این تجربه به‌ویژه برای کشورهای درحال‌توسعه، حامل چند پیام کلیدی است: نخست، آن‌که نباید توسعه زیرساخت ابری را صرفاً پروژه‌ای فناورانه تلقی کرد؛ باید آن را به‌مثابه ابزار حاکمیت و استقلال در عصر جنگ فناورانه غرب و شرق در نظر گرفت. دوم، شکل‌گیری اکوسیستم بومی ولو محدود، به شرط حمایت هوشمندانه و تقاضای اولیه تضمین‌شده دولتی، می‌تواند مسیر بومی‌سازی را هموار کند. و سوم، در غیاب سیاست‌گذاری کلان و سرمایه‌گذاری عمومی، امید بستن به بازار یا فناوری خارجی، پرخطر و بعضاً ناممکن است.

به بیان دیگر، ابرها تنها در آسمان تکنولوژی شناور نیستند؛ آن‌ها در میدان سیاست، اقتصاد و حاکمیت نیز نقش‌آفرین‌اند. اگر قرن بیست‌و‌یکم را قرن حاکمیت بر داده و استخراج ارزش از کلان‌داده‌ها (Value extraction) می‌دانیم، پس بی‌تردید، کنترل زیرساخت‌های ابری، یکی از مهم‌ترین وجوه این حکمرانی تحول‌گراست. یعنی، ابرها پیش و بیش از اپلیکیشن‌ها، نقطه آغاز استقلال راهبردی و توسعه اقتصاد دیجیتال‌ هستند؛ جایی که دولت، بازار و داده بومی در یک میدان هماهنگ به کار گرفته می‌شوند تا تاب‌آوری رنگ واقعیت بپذیرد.