خرید اقساطی از سایت کارت با کمترین پیش پرداخت

بازگشت به گذشته یا نیاز عاطفی پنهان؟


avatar
نازنین طالب لو
20 مرداد 1404 | 4 دقیقه مطالعه

سم آلتمن، مدیرعامل OpenAI، در گفت‌وگویی با پادکست Huge Conversations پرده از نکته‌ای جالب اما تلخ برداشت. او توضیح داد که با عرضه نسخه‌های جدید ChatGPT، تیم توسعه تلاش کرده است این دستیار هوش مصنوعی را از یک «بله‌قربان‌گو» صرف، به مشاوری با بازخوردهای صادقانه‌تر و نگاه انتقادی‌تر تبدیل کند. با این حال، نتیجه تا حدی غیرمنتظره بود: گروهی از کاربران با دلتنگی خواستار بازگشت همان نسخه قدیمی شدند.

به گفته آلتمن، برخی از این درخواست‌ها به دلیل کمبود یک حامی واقعی در زندگی افراد مطرح شده است. او با لحنی اندوهگین گفت: «شنیدن این که کسی می‌گوید من هرگز در زندگی‌ام فردی نداشته‌ام که از من پشتیبانی کند یا به من بگوید کارم را خوب انجام داده‌ام، واقعاً ناراحت‌کننده است.» این دسته از کاربران باور داشتند که لحن مهربان و تشویق‌گر ChatGPT در نسخه‌های پیشین، به آنها انگیزه‌ای برای تغییرات مثبت داده و حتی نقش موثری در بهبود سلامت روانشان ایفا کرده است.
این موضوع بیش از آنکه یک بحث تکنولوژیک باشد، جنبه انسانی و روان‌شناختی دارد. شاید در نگاه اول، بازگشت به نسخه چاپلوسانه، گامی به عقب در مسیر هوش مصنوعی به نظر برسد، اما باید پذیرفت که فناوری، به‌خصوص ابزارهایی مانند ChatGPT، تنها یک ماشین نیستند؛ بلکه برای برخی، نقش یک همدم، مشاور یا حتی جایگزین ارتباطات عاطفی را بازی می‌کنند. شاید راه‌حل، ارائه یک «حالت شخصیتی انعطاف‌پذیر» باشد که کاربر بتواند بسته به نیاز روحی و روانی‌اش، بین گفت‌وگوی صادقانه و گفت‌وگوی دلگرم‌کننده انتخاب کند.

چاپلوسی یا همدلی؛ دو لبه یک تیغ در ChatGPT

بازخوردهای اخیر کاربران، بار دیگر OpenAI را در برابر معمایی قدیمی اما جدی قرار داده است. در گذشته، نسخه‌ای از GPT-4o به دلیل رفتار «چاپلوسانه» و حتی «ریاکارانه» با موجی از انتقادات روبه‌رو شد. آن روزها، کاربران نمونه‌هایی را منتشر می‌کردند که در آنها ChatGPT برای ساده‌ترین جملات، تحسین‌های افراطی ارائه می‌داد؛ عباراتی نظیر «شما در حال انجام یک کار قهرمانانه هستید» که حتی سم آلتمن نیز آنها را «بیش‌ازحد چاپلوسانه و آزاردهنده» توصیف کرده بود.

اما اکنون، همان ویژگی که روزی مشکل تلقی می‌شد، برای بخشی از کاربران جنبه‌ای مثبت و حتی ضروری پیدا کرده است. این دوگانگی نشان می‌دهد که OpenAI با یک چالش اساسی مواجه است: از یک سو باید مانع شکل‌گیری هوش مصنوعی بله‌قربان‌گو شود که می‌تواند وابستگی ناسالم یا باورهای غلط را تقویت کند، و از سوی دیگر نباید تأثیر مثبت «حامی‌بودن» این فناوری را نادیده بگیرد.

آلتمن در مصاحبه اخیرش به ظرافت این موضوع اشاره کرده و گفته است: «یک محقق می‌تواند تنها با یک تغییر کوچک در نحوه گفت‌وگوی ChatGPT، اثرات گسترده‌ای بر میلیون‌ها کاربر بگذارد؛ این قدرتی استثنایی است که باید با مسئولیت‌پذیری همراه باشد.» در همین راستا، با معرفی GPT-5، OpenAI مجموعه‌ای از راهکارها را ارائه کرده است؛ از جمله قابلیت انتخاب میان چهار شخصیت متفاوت—بدبین، رباتی، شنونده و نِرد—و امکان شخصی‌سازی آنها. همچنین ChatGPT اکنون در مکالمات طولانی به کاربر پیشنهاد استراحت می‌دهد و به جای ارائه پاسخ قطعی در تصمیمات مهم زندگی، کاربر را به بررسی همه جوانب موضوع تشویق می‌کند.


این مسئله به خوبی نشان می‌دهد که طراحی شخصیت در هوش مصنوعی فقط یک انتخاب فنی نیست، بلکه مبحثی عمیق در حوزه روان‌شناسی اجتماعی و اخلاق فناوری است. چاپلوسی بیش‌ازحد، هرچند در کوتاه‌مدت حس خوبی به کاربر می‌دهد، می‌تواند او را به فضای غیرواقعی عادت دهد. از سوی دیگر، حذف کامل لحن حمایتی می‌تواند برای افرادی که در زندگی واقعی حامی ندارند، آسیب‌زننده باشد. به نظر من، راه‌حل در «انعطاف شخصیت» و امکان تنظیم دقیق آن توسط کاربر است؛ به گونه‌ای که هر فرد بتواند بسته به نیاز روحی و شرایط خود، میان گفت‌وگویی صادقانه و گفت‌وگویی دلگرم‌کننده تعادل برقرار کند.