خرید اقساطی از سایت کارت با کمترین پیش پرداخت

نخبگان پشت میز آموزش هوش مصنوعی؛ تناقض بزرگ در آگهی استخدام xAI


avatar
سجاد نوری
14 بهمن 1404 | 4 دقیقه مطالعه

شرکت  xAI، متعلق به ایلان ماسک، در اقدامی بحث‌برانگیز آگهی استخدامی منتشر کرده که هدف آن جذب نویسندگان برجسته، روزنامه‌نگاران حرفه‌ای و حتی برندگان جوایز معتبر ادبی و سینمایی برای آموزش چت‌بات هوش مصنوعی «گراک» است. طبق این آگهی،  xAI به‌دنبال تولید و اصلاح متون سطح بالا در ژانرهای مختلف است تا توانایی‌های زبانی و تحلیلی گراک را ارتقا دهد. اما آنچه بیش از همه توجه‌ها را جلب کرده، شکاف آشکار میان سطح انتظارات و دستمزد پیشنهادی است؛ جایی که از نویسندگانی با سابقه همکاری با نیویورک‌تایمز یا حتی برندگان اسکار انتظار می‌رود با حقوقی بین ۴۰ تا ۱۲۵ دلار در ساعت، به آموزش ابزاری بپردازند که بالقوه می‌تواند جایگزین شغل خودشان شود.

براساس توضیحات منتشرشده در آگهی استخدام  xAI، مأموریت اصلی این موقعیت شغلی «ارزیابی، بازنویسی و خلق محتوای نخبه‌محور» برای بهبود عملکرد گراک عنوان شده است. این اقدام در حالی صورت می‌گیرد که گراک در سال گذشته بارها با حاشیه‌های جدی روبه‌رو بوده؛ از بازتولید نظریه‌های توطئه نژادپرستانه گرفته تا اظهارات جنجالی در ستایش هیتلر. به‌نظر می‌رسد xAI قصد دارد با تزریق داده‌هایی که توسط متخصصان انسانی در حوزه‌هایی مانند ادبیات، حقوق و پزشکی تولید می‌شوند، دقت و کیفیت این هوش مصنوعی را افزایش داده و مانع تکرار رسوایی‌های گذشته شود.

شرایط تعریف‌شده برای این موقعیت شغلی به‌طرز قابل‌توجهی سخت‌گیرانه است و عملاً تنها نخبگان این حوزه‌ها را هدف قرار می‌دهد. برای مثال، داستان‌نویسان باید دست‌کم دو معیار از شروطی مانند قرارداد انتشار با پنج ناشر بزرگ آمریکا، فروش بیش از ۵۰ هزار نسخه از آثارشان یا چاپ حداقل ۱۰ داستان کوتاه در نشریات معتبری چون نیویورکر را داشته باشند. افزون بر این، دریافت جوایز بزرگی نظیر هوگو یا نبیولا نیز به‌عنوان امتیاز کلیدی در نظر گرفته شده است؛ معیارهایی که سطح انتظار xAI را به‌وضوح نشان می‌دهد.

این آگهی استخدام بیش از آنکه نشانه‌ای از احترام به تخصص انسانی باشد، بازتابی از تناقض عمیق در رویکرد برخی شرکت‌های هوش مصنوعی است. از یک‌سو، برای اصلاح خطاهای جدی یک مدل پرحاشیه، به سراغ نخبگان واقعی می‌روند و از سوی دیگر، ارزشی متناسب با جایگاه و تجربه آن‌ها قائل نمی‌شوند. اگر قرار است هوش مصنوعی با داده‌های انسانی «نجات» پیدا کند، این همکاری باید عادلانه، شفاف و بر پایه احترام متقابل باشد؛ در غیر این صورت، چنین پروژه‌هایی بیشتر شبیه بهره‌کشی از اعتبار انسان‌ها برای مشروعیت‌بخشی به فناوری خواهند بود تا یک همکاری واقعی و اخلاق‌محور.

وقتی اسکار هم کافی نیست؛ نگاه حداقلی xAI به ارزش نویسندگی حرفه‌ای

در حوزه فیلمنامه‌نویسی نیز شرایط اعلام‌شده تفاوت چندانی با سایر بخش‌ها ندارد و معیارها همچنان در سطح نخبگان تعریف شده‌اند. متقاضیان باید سابقه نگارش دست‌کم دو فیلم بلند تولیدشده توسط استودیوهای بزرگ نظیر وارنر یا نتفلیکس را در رزومه خود داشته باشند، یا نویسندگی حداقل ۱۰ اپیزود تلویزیونی پخش‌شده را تجربه کرده باشند. افزون بر این، نامزدی یا دریافت جوایز معتبری چون اسکار، امی یا بفتا نیز به‌عنوان امتیاز ویژه در نظر گرفته شده است؛ شرایطی که عملاً تنها حلقه محدودی از حرفه‌ای‌ترین نویسندگان صنعت سینما و تلویزیون را شامل می‌شود.

در مقابل، این آگهی با موجی از انتقادات در میان منتقدان و کاربران شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شده است. بسیاری بر این باورند که درخواست از خلاق‌ترین و موفق‌ترین نویسندگان جهان برای آموزش‌دادن به ابزاری که می‌تواند در آینده رقیب مستقیم آن‌ها باشد، آن هم با دستمزد پایه‌ای حدود ۴۰ دلار در ساعت، نه‌تنها ناعادلانه بلکه تحقیرآمیز است. وقتی نوشتن برای رسانه‌هایی مانند نیویورک تایمز یا کسب جوایزی چون هوگو و اسکار دستاوردی نادر و ارزشمند محسوب می‌شود، پیشنهاد چنین دستمزدی برای انتقال دانش، تجربه و سبک فردی این افراد به یک سیستم هوش مصنوعی، بیش از هر چیز نگاه کالایی و ابزاری به هنر و تخصص انسانی را آشکار می‌کند.

مسئله اصلی اینجا فقط رقم دستمزد نیست، بلکه نوع نگاه به خلاقیت انسانی است. وقتی از نویسنده‌ای با سابقه اسکار یا امی انتظار می‌رود عصاره سال‌ها تجربه، شکست و موفقیت خود را در اختیار یک مدل هوش مصنوعی بگذارد، این همکاری باید در سطحی هم‌سنگ با ارزش آن دانش تعریف شود. در غیر این صورت، چنین پروژه‌هایی بیشتر به تخلیه سرمایه فرهنگی انسان‌ها شباهت دارد تا یک مشارکت حرفه‌ای و منصفانه؛ و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که نگرانی‌ها درباره آینده هنر در عصر هوش مصنوعی را جدی‌تر می‌کند.