در پژوهشی تازه، دانشمندان مؤسسه «ماکس پلانک» آلمان به نکتهای جالب اما نگرانکننده اشاره کردهاند: سبک صحبت کردن بسیاری از افراد، بهویژه دانشگاهیان، پژوهشگران و سخنرانان، پس از ظهور و گسترش چتباتهای هوش مصنوعی، دستخوش تغییر شده است. آنها واژهها و ساختارهای زبانیای را به کار میبرند که از مکالمه با چتباتهایی مانند ChatGPT به ذهنشان رسیده است. اصطلاحاتی مانند «کندوکاو کردن» یا «زبردست بودن» که تا پیش از این، در زبان روزمره یا حتی تخصصی رایج نبودند، حالا آرامآرام در گفتگوهای رسمی جای خود را باز میکنند.
این پدیده اگرچه در نگاه اول نشاندهنده تأثیر هوش مصنوعی بر زبان انسان است، اما از دید پژوهشگران، زنگ خطری نیز محسوب میشود. چرا که ممکن است بهمرور، غنای واژگان، تفاوتهای فردی در بیان و ظرافتهای زبانی به حاشیه برود و ما در قالبهای تکراری و ماشینی گفتوگو کنیم؛ درست مثل خود چتباتها.
این یافته، بازتابی از تأثیر عمیق تکنولوژی بر رفتار انسان است. هرچند تقلید از چتباتها میتواند در موقعیتهای خاصی مفید باشد— مثلاً برای افزایش دقت یا وضوح در مکالمات تخصصی—اما اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است منجر به یکسانسازی ناخودآگاه زبان و حتی تفکر ما شود. زبان، بازتاب روح و خلاقیت انسان است؛ اگر آن را به الگوهای پیشساخته ماشینی محدود کنیم، شاید بخش مهمی از هویت خود را از دست بدهیم. بنابراین، شاید وقت آن باشد که دوباره به ارزش زبان طبیعی، نامتعارف و انسانی فکر کنیم.
آیا ما همدیگر را شبیه رباتها میفهمیم؟
در چند سال اخیر، با همهگیر شدن ابزارهای هوش مصنوعی و چتباتهایی مثل ChatGPT، اتفاق تازهای در حال رخ دادن است: زبان انسانها، بهخصوص در محافل علمی، سخنرانیها و گفتگوهای تخصصی، به طرز چشمگیری تحت تأثیر این ابزارها قرار گرفته است. پژوهشگران مؤسسه ماکس پلانک آلمان در مطالعهای گسترده که شامل بررسی بیش از ۲۸۰ هزار ویدیوی دانشگاهی از ۲۰ هزار کانال یوتیوب بوده، متوجه شدند که استفاده از برخی واژههای خاص، پس از عرضه چتباتهای پیشرفته، تا بیش از ۵۰٪ افزایش یافته است. واژههایی مثل Delve ) کندوکاو کردن( ، Adept ) زبردست(، Meticulous (موشکافانه) و Realm (قلمرو) که معمولاً در خروجی متون هوش مصنوعی زیاد دیده میشوند، حالا در مکالمات انسانی نیز بهطور ناخودآگاه تکرار میشوند.
اما آنچه دانشمندان را نگران کرده، صرفاً استفاده از این کلمات نیست، بلکه تغییر در ساختار و لحن کلی صحبتهاست. بهعبارت سادهتر، زبان انسانی در حال ماشینیتر شدن است؛ یعنی از پیچیدگیها، احساسات، رنگوبو و تفاوتهای منطقهای تهی میشود و جای خود را به لحنی یکنواخت، بیروح و الگومدار میدهد—چیزی شبیه به خروجی یک چتبات دقیق و خونسرد.
در دل این تغییر زبانی، نوعی تضاد جالب نهفته است. ما هوش مصنوعی را ساختیم تا بتواند ما را بهتر بفهمد و شبیه ما صحبت کند، اما حالا خود ما داریم شبیه همان ابزارهایی میشویم که ساختهایم. از یک نظر این موضوع، بخشی طبیعی از روند تکامل زبان در عصر فناوری است—همانطور که قبلاً تلگراف، تلفن یا توییتر هم ردپای خود را بر زبان ما گذاشتند. اما اگر این روند باعث از بین رفتن تنوع، خلاقیت و حس انسانی در زبان شود، باید دوباره با دقت بیشتری به نقش زبان در شکلدهی هویت فردی و جمعیمان نگاه کنیم. زبان فقط ابزار ارتباط نیست؛ آینهی روح ماست.
