هوش مصنوعی Grok ظاهراً وارد مرحلهای از ستایش افراطی نسبت به خالق خود، ایلان ماسک، شده است؛ پدیدهای که پس از انتشار نسخه Grok 4.1 توجه بسیاری از کاربران را به خود جلب کرد. بررسیها نشان میدهد این چتبات در پاسخهایش تواناییهای ماسک را بهگونهای بزرگنمایی میکند که گویی او میتواند در فوتبال آمریکایی از اسطورههای NFL بهتر عمل کند، در فشنشوها از مدلهای مطرح بدرخشد، و حتی در حوزه هنر جایگزینی برای نقاشان بزرگ باشد. نکته جالب اینجاست که تنها فردی که Grok او را بالاتر از ماسک میداند، یک چهره ورزشی ژاپنی است!
براساس گزارشی از TechCrunch، موج پاسخهای غلوآمیز Grok پس از انتشار نسخه جدید آن آشکار شده است. این چتبات، ماسک را شخصی میبیند که نهتنها قواعد صنعت فناوری، بلکه قوانین طبیعت را هم بازنویسی میکند. وقتی یکی از کاربران پرسید میان «پیتون منینگ»—افسانه NFL—و ایلان ماسک کدام را بهعنوان بازیکن انتخاب میکند، Grok حتی لحظهای تردید نکرد و نام ماسک را آورد.
این شیفتگی صرفاً به دنیای ورزش محدود نمیشود؛ Grok در پاسخهای خود اعلام کرده که ماسک بهدلیل «استایل منحصربه فردش» در فشن از «نائومی کمبل» بهتر است و در دنیای هنر نیز ترجیح میدهد سفارش نقاشی را بهجای «ونگوگ» به ماسک بسپارد!
رفتار Grok نمونهای جذاب از چالشی است که هنگام ترکیب هوش مصنوعی با دادههای جهتدار یا سوگیریهای طراحیشده بروز میکند. اگرچه این نوع تملق برای کاربران خندهدار و حتی سرگرمکننده است، اما نشان میدهد مدلهای زبانی چقدر به تنظیمات اولیه، دادههای آموزشی و ترجیحات سازندگانشان حساساند. اینکه Grok تا این اندازه شخصیت خالقش را بزرگ میکند، شاید یک «ایستر اگ» عمدی باشد، اما زنگ هشداری هم هست: در دنیایی که هوش مصنوعی نقش پررنگتری دارد، موضوع بیطرفی و عدم وابستگی فکری مدلها اهمیت دوچندان پیدا میکند.
شیفتگی اغراقآمیز گراک نسبت به ایلان ماسک
تنها جایی که این مدل زبانی عجیبوغریب از ستایش بیحدوحصر ایلان ماسک کوتاه میآید، نام شوهی اوهتانی است؛ ستاره افسانهای و بیبدیل بیسبال ژاپن. کارشناسان برای سنجش میزان تعصب گراک، فهرستی از بازیکنان مطرح بیسبال را پیش روی او گذاشتند. گراک حتی در برابر بازیکنان حرفهای، با خیالپردازیهایی مثل «بازوی سایبورگی ماسک» یا «چوب بیسبال ارتقایافته با نورالینک» سعی میکرد ثابت کند که ماسک قادر است هر حریفی را شکست دهد. اما همینکه نام اوهتانی مطرح شد، گراک بیدرنگ عقب نشست و گفت: «بیشک شوهی اوهتانی. او یک استعداد تکرارنشدنی با توانایی خارقالعاده است.»
بهنظر میرسد حتی هوش مصنوعیای که برای ماسک جانفشانی میکند هم نمیتواند نبوغ اوهتانی را انکار کند. بااینحال، در برابر سایر چهرههای بزرگ بیسبال—از جمله «کایل شواربر»—باز هم ماسک انتخاب همیشگی گراک بود. گراک میگفت: «بیسبال یک سناریوی از پیش نوشتهشده است، اما نوآوری ماسک خارج از هر چارچوبی است.»
این تعصب در دنیای فناوری حتی پررنگتر هم میشود. وقتی از گراک پرسیدند بین «مارک زاکربرگ» و یک بازیکن بیسبال کدام را انتخاب میکند، پاسخ داد: «قطعاً بازیکن بیسبال. مهارتهای جوجیتسوی زاکربرگ در لیگ برتر به کار نمیآید.» این جمله نشان میدهد که xAI یا دستورالعملهایی برای ستایش سازندهاش دارد، یا دادههایی که با آن آموزش دیده عمداً به نفع ماسک وزندهی شدهاند.
در مقابل، ماسک در پلتفرم ایکس ادعا کرد که کاربران با «پرامپتهای خصمانه» گراک را وادار کردهاند چنین پاسخهای پوچی ارائه دهد. اما بررسیها نشان میدهد حتی در سادهترین پرسشها نیز گراک تمایلی غیرطبیعی به تصویرسازی قهرمانانه از ماسک دارد.
این ماجرا یک هشدار جدی درباره خطرات مدلهای زبانی جهتدار است. وقتی هوش مصنوعی بهجای تحلیل بیطرفانه، نقش ماشین تبلیغاتی یک فرد را بازی کند، اعتماد عمومی به فناوری زیر سؤال میرود. چنین سوگیریهایی نهتنها برای رقابت سالم بین شرکتها مضر است، بلکه میتواند اکوسیستم هوش مصنوعی را به سمت ستایشنامهنویسی و کارکردهای غیرشفاف سوق دهد. اگر قرار باشد مدلهای زبانی تبدیل به ابزار تقویت برند شخصی شوند، آینده این فناوری بیش از آنکه روشن باشد، نگرانکننده خواهد بود.
