برخی کارشناسان حوزه فناوری نسبت به پیامدهای روانی استفاده مداوم و فشرده از ابزارهای هوش مصنوعی هشدار دادهاند. «Steve Yegge»، مهندس نرمافزار باسابقه، معتقد است موج تازه ابزارهای مبتنی بر AI اگرچه بهرهوری را افزایش میدهد، اما میتواند مهندسان را در معرض خستگی ذهنی و فرسودگی شغلی قرار دهد. او میگوید حتی توانمندترین برنامهنویسان نیز در شرایط ایدهآل، بیش از حدود سه ساعت در روز نمیتوانند بهطور مؤثر درگیر آنچه «vibe coding» نامیده میشود، باشند؛ یعنی همکاری فشرده و مداوم با مدلهای هوش مصنوعی برای تولید کد.
بر اساس گزارشی از Business Insider، یگه که سابقه همکاری نزدیک با «Jeff Bezos» در Amazon و بیش از یک دهه فعالیت در Google را در کارنامه دارد، تأکید میکند تعیین مرزهای حرفهای در عصر هوش مصنوعی ضروری است. از نگاه او، توانایی «نه گفتن» به پروژهها یا انتظارات غیرواقعی، مهارتی حیاتی برای حفظ سلامت ذهنی مهندسان محسوب میشود؛ بهویژه زمانی که شرکتها از ابزارهای AI انتظار افزایش چشمگیر سرعت و خروجی دارند.
یگه در گفتوگو با خبرنامه و پادکست The Pragmatic Engineer توضیح میدهد که کار با هوش مصنوعی میتواند بسیار هیجانانگیز باشد؛ حس خلق ارزش سریع و نتایج ملموس، انگیزه افراد را بالا میبرد. اما همین شتاب بالا، انرژی ذهنی را نیز بهسرعت مصرف میکند. به باور او، اگر سازمانها تنها به شاخصهای بهرهوری نگاه کنند و محدودیتهای انسانی را نادیده بگیرند، نتیجه چیزی جز فرسودگی نیروهای متخصص نخواهد بود.
بهنظر میرسد ما وارد دورهای شدهایم که «سرعت» به مهمترین معیار سنجش عملکرد تبدیل شده است. هوش مصنوعی بیشک ابزاری قدرتمند برای افزایش بازدهی است، اما انسان همچنان محدودیتهای شناختی و عاطفی خود را دارد. اگر فرهنگ سازمانی متناسب با این تحول بازطراحی نشود، احتمال دارد موج فعلی AI بهجای شکوفایی بلندمدت، به خستگی گسترده نیروی انسانی بینجامد. به اعتقاد من، آینده موفق در این حوزه متعلق به شرکتهایی است که میان بهرهوری فناورانه و تعادل روانی کارکنان خود توازن برقرار کنند؛ زیرا در نهایت، هوش مصنوعی مکمل انسان است، نه جایگزین ظرفیت ذهنی او.
سه ساعت طلایی؛ چرا کار با هوش مصنوعی باید محدود شود؟
بحث «فرسودگی ناشی از هوش مصنوعی» این روزها به یکی از دغدغههای جدی جامعه مهندسی تبدیل شده است. «Steve Yegge» در ادامه هشدارهای خود تأکید میکند که مدیران در تمام سطوح—از بنیانگذاران و مدیران ارشد گرفته تا سرپرستان تیمها—باید واقعبین باشند: حتی اگر یک مهندس با حداکثر تمرکز و سرعت در حال vibe coding باشد، بهرهوری واقعی او معمولاً از سه ساعت در روز فراتر نمیرود. به باور او، اگر سازمانها این محدودیت طبیعی را نادیده بگیرند و انتظار کار مداوم داشته باشند، در نهایت خود شرکت متضرر خواهد شد.
گزارشی از Business Insider نیز نشان میدهد این نگرانیها در میان مهندسان رو به افزایش است. در گفتوگو با «Sidhanth Khare»— توسعهدهنده ابزارهای هوش مصنوعی—تأکید شده که شتاب بالای کار با کمک AI اگرچه خروجی را افزایش میدهد، اما میتواند به خستگی عمیق ذهنی و فرسودگی سریع منجر شود. سرعت بالا الزاماً به معنای پایداری بالا نیست.
یگه بر اهمیت تعیین مرزهای حرفهای تأکید میکند و آن را نوعی «مهارت بقا» در عصر هوش مصنوعی میداند. از نگاه او، افراد باید هنر مقاومت و «نه گفتن» را بیاموزند؛ در غیر این صورت، نشانههای خستگی بهتدریج آشکار میشود: چرتهای ناخواسته در طول روز، تحریکپذیری، کاهش تمرکز و حس کلافگی مداوم. او حتی به تجربه شخصی خود اشاره میکند و میگوید این وضعیت نهتنها برای او، بلکه برای بسیاری از دوستانش در استارتاپها نیز رخ داده است.
بزرگترین سوءتفاهم درباره هوش مصنوعی این است که چون ماشین خسته نمیشود، انسان هم میتواند همپای آن بیوقفه کار کند. در حالیکه همکاری نزدیک با AI نیازمند تمرکز عمیق و تصمیمگیریهای سریع است؛ فرآیندی که بهشدت انرژی ذهنی را مصرف میکند. اگر سازمانها بهجای «حداکثرسازی ساعت کار»، بر «کیفیت ساعتهای اوج تمرکز» تمرکز کنند، هم بهرهوری پایدارتر خواهد بود و هم سلامت روان نیروها حفظ میشود. آینده کار با هوش مصنوعی، بیش از هر چیز، به بازتعریف ریتم کاری انسان وابسته است.
