اضطراب در کودکان ممکن است متفاوت از بزرگسالان ظاهر شود و گاهی والدین را نگران کند. کودکان هنگام تجربه اضطراب، نه تنها احساس ترس و نگرانی، بلکه ممکن است عصبانیت، تحریکپذیری یا حتی کنارهگیری را نیز نشان دهند. درک این نکته مهم است که بخشی از اضطرابها در دوران کودکی طبیعی هستند و بخشی دیگر میتوانند نشانه اختلالات اضطرابی باشند که نیازمند توجه بیشتر هستند. خوشبختانه والدین با آگاهی و انجام چند راهکار ساده میتوانند به فرزندان خود کمک کنند تا اضطراب خود را مدیریت کنند.
نگرانیهای رایج در دوران کودکی

چند عامل معمول وجود دارد که میتواند باعث اضطراب کودکان در سنین مختلف شود. مواجهه با موقعیتهای جدید، مسئولیتهای چالشبرانگیز و افراد ناآشنا میتواند گهگاه ترس و نگرانی ایجاد کند:
- نوزادان ۷ تا ۹ ماهه : تجربه اضطراب اجتماعی کاملاً طبیعی است و معمولاً به مرور کاهش مییابد.
- کودکان پیشدبستانی : ترس از تاریکی، هیولاها، حشرات و حیوانات رایج است.
- کودکان در سن مدرسه : ترس از ارتفاع یا شرایط طبیعی مانند طوفان ممکن است دیده شود.
- کودکان و نوجوانان بزرگتر: اضطراب مرتبط با مدرسه، دوستان و تعاملات اجتماعی شایع است.
این نگرانیها و ترسها معمولاً طبیعی هستند و با رشد کودک و کسب تجربه کاهش مییابند. با این حال، اگر علائم اضطراب شدید یا طولانیمدت باشند، مشورت با متخصص روانشناسی کودک توصیه میشود.
آگاهی والدین درباره اضطراب کودکان کلید اصلی پیشگیری و مدیریت آن است. بسیاری از رفتارهای اضطرابی کودکان وقتی درک و با حساسیت پاسخ داده شود، به مرور کاهش مییابند و حتی میتوانند به کودکان مهارتهایی مانند مدیریت احساسات و حل مسئله را بیاموزند. ایجاد محیطی امن و حمایتکننده، همراه با گفتوگوهای ساده و صمیمی، معمولاً تأثیر بسیار مثبتی دارد.
شناخت علائم اضطراب در کودکان و راههای شناسایی آن

اضطراب نه تنها در بزرگسالان رایج است، بلکه در کودکان نیز بهطور قابل توجهی دیده میشود. طبق آمار مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها، حدود ۹.۴ درصد از کودکان بین ۳ تا ۱۷ سال از اضطراب قابل تشخیص رنج میبرند.
علائم اضطراب در کودکان میتواند متنوع باشد و اغلب یک یا چند مورد از رفتارها و تغییرات زیر مشاهده میشود:
- خشم یا پرخاشگری
- اجتناب از موقعیتهای خاص
- شب ادراری
- تغییرات در اشتها
- خستگی و کمبود انرژی
- مشکلات تحصیلی و مدرسه
- سردرد و دل درد
- تحریکپذیری و بیقراری
- تنش عضلانی
- عادات عصبی مانند جویدن ناخن
- کابوسها و اختلال خواب
- امتناع از رفتن به مدرسه
- کنارهگیری اجتماعی
- مشکلات تمرکز
نوع و شدت علائم به ماهیت اضطراب و شرایط محیطی کودک بستگی دارد. برای مثال، ترسهای خاص مانند اضطراب اجتماعی یا فوبیا ممکن است در مواجهه با موقعیتها، اشیا یا رخدادهای خاص ظاهر شوند. از سوی دیگر، اختلال اضطراب فراگیر یا اختلال هراس میتواند طیف وسیعتری از علائم را به همراه داشته باشد. حتی ترسهای طبیعی دوران کودکی، مانند ترس از تاریکی یا جدایی از والدین، ممکن است در سنین بالاتر نیز ادامه پیدا کنند.
درک دقیق علائم اضطراب در کودکان برای والدین و مربیان اهمیت زیادی دارد. بسیاری از کودکان به دلیل عدم توانایی در بیان احساسات خود، اضطراب را از طریق رفتار یا تغییرات جسمی نشان میدهند. با شناسایی زودهنگام این علائم و ایجاد محیطی حمایتکننده و امن، میتوان به کودک کمک کرد تا مهارتهای مقابله با اضطراب را یاد بگیرد و از شدت و مدت زمان علائم کاست. آگاهی و صبر والدین در این مسیر نقش بسیار تعیینکنندهای دارد.
انواع اضطراب در دوران کودکی و نحوه تشخیص آنها

مانند بزرگسالان، کودکان نیز میتوانند با اختلالات اضطرابی متنوعی روبهرو شوند که از اضطراب جدایی و اختلال وسواس فکری-اجباری گرفته تا حملات پانیک متغیر است. تشخیص برخی از این اختلالات نسبتاً ساده است، در حالی که برخی دیگر نیازمند دقت و آگاهی بیشتری از رفتارهای کودک هستند. در ادامه به برخی از رایجترین انواع اضطراب دوران کودکی میپردازیم:
اضطراب جدایی
این نوع اضطراب شامل ترس شدید کودک از جدا شدن از والدین است. اضطراب جدایی در کودکان خردسال شایع است و معمولاً در حدود ۳ تا ۴ سالگی کاهش مییابد. یکی از نشانههای این اضطراب، امتناع کودک از رفتن به مدرسه یا ترک والدین برای انجام فعالیتهای روزانه است.
اختلال اضطراب فراگیر
در این اختلال، کودک برای مدت حداقل شش ماه نگرانی و اضطراب بیش از حد نشان میدهد که میتواند شامل موضوعات مختلفی مانند مدرسه، ورزش، کارهای روزمره یا روابط دوستانه باشد. این کودکان معمولاً در کنترل احساس نگرانی خود مشکل دارند؛ ممکن است به دلیل کمخوابی تحریکپذیر شوند، در حفظ دوستان با مشکل مواجه شوند یا به دلیل کاهش تمرکز نمرات آنها کاهش یابد.
فوبیای خاص
برخی کودکان ممکن است فوبیای مشخصی داشته باشند که شامل ترس شدید از محرکهای خاص مانند رعد و برق، حیوانات، تنها ماندن یا حتی رفتن به استخر است. در مواجهه با این محرکها، کودک ممکن است گریه کند، به والدین بچسبد یا از موقعیت فرار کند. خوشبختانه این نوع اضطراب در بسیاری از کودکان رایج و معمولاً گذرا است.
شناخت انواع اضطراب در کودکان به والدین و مربیان کمک میکند تا رفتارها و واکنشهای کودکان را بهتر درک کنند و به موقع وارد عمل شوند. بسیاری از اختلالات اضطرابی با حمایت، ایجاد محیط امن و آموزش مهارتهای مدیریت اضطراب قابل کنترل هستند. همچنین توجه به این نکته ضروری است که بعضی از ترسها و اضطرابهای دوران کودکی طبیعی هستند و با رشد کودک کاهش مییابند، اما نشانههای شدید یا پایدار میتوانند نیازمند مشاوره تخصصی باشند.
اختلالات اضطرابی کمتر شناخته شده در کودکان: وسواس، پانیک و سکوت انتخابی

اختلال وسواس فکری عملی (OCD)
کودکان مبتلا به OCD ممکن است افکار مزاحم و مکرر (وسواسگونه) در مورد موضوعات خاص داشته باشند و برای کاهش اضطراب ناشی از این افکار، رفتارهای تکراری یا اعمال ذهنی انجام دهند. این رفتارها میتواند شامل شستن بیش از حد دستها، بررسی مکرر وسایل، یا تکرار کلمات و عبارات خاص باشد. این اختلال معمولاً بهتدریج زندگی روزمره کودک را تحت تأثیر قرار میدهد و میتواند باعث ایجاد استرس شدید در محیط خانه و مدرسه شود.
حملات پانیک و اختلال هراس
حملات پانیک میتوانند بخشی از سایر اختلالات اضطرابی باشند یا بهصورت اختلال پانیک مستقل بروز کنند. این حملات در کودکان کمتر شایع هستند، اما در نوجوانان رایجتر میشوند. یک حمله پانیک شامل ترس یا ناراحتی شدید و وجود حداقل چهار علامت از موارد زیر است:
- احساس غیرواقعی بودن یا جدا شدن از خود (دپرسانس یا دیپرسانسیا)
- درد قفسه سینه
- لرز یا گرگرفتگی
- سرگیجه
- احساس خفگی
- ترس از دست دادن کنترل
- تنگی نفس
- حالت تهوع یا درد شکم
- بیحسی یا سوزن سوزن شدن
- تپش قلب یا افزایش ضربان قلب
- تعریق
- تکان دادن
اختلال هراس به معنای ترس کودک از تجربه مجدد حملات پانیک است. کودک ممکن است از موقعیتها، فعالیتها یا مکانهایی که احتمال وقوع حمله را دارد، اجتناب کند. نکته مهم این است که حملات پانیک اغلب غیرمنتظره هستند و ممکن است در زمانهایی اتفاق بیفتند که کودک انتظار آن را ندارد، حتی هنگام استراحت یا خواب.
سکوت انتخابی
یکی از اختلالات اضطرابی که اغلب نادیده گرفته میشود، سکوت انتخابی است. بسیاری تصور میکنند کودکانی که کمتر صحبت میکنند فقط خجالتی هستند، اما واقعیت این است که کودکان مبتلا به سکوت انتخابی بهطور عمده از صحبت کردن در موقعیتهای خاص خودداری میکنند و فقط در خانه و با اعضای نزدیک خانواده ارتباط برقرار میکنند. در مدرسه یا محیطهای اجتماعی دیگر، اضطراب شدید باعث میشود که کودک هنگام صحبت کردن احساس ناراحتی و استرس کند.
آگاهی والدین و معلمان درباره این اختلالات کمتر شناخته شده، نقش بسیار حیاتی در شناسایی و کمک به کودکان دارد. بسیاری از کودکان مبتلا به OCD، پانیک یا سکوت انتخابی به دلیل عدم درک محیط اطراف و برچسبهای نادرست، از دریافت حمایت مناسب محروم میشوند. ایجاد محیطی امن، همراه با صبر و آموزش مهارتهای مقابله با اضطراب میتواند به کاهش علائم و افزایش اعتماد به نفس کودک کمک کند.
ضرورت درمان اضطراب در کودکان و راهکارهای حمایتی والدین

خوشبختانه اختلالات اضطرابی در کودکان قابل درمان هستند. اگر اضطراب باعث اختلال در فعالیتهای روزمره فرزندتان میشود، مشاوره با متخصص اطفال، روانشناس یا روانپزشک کودک ضروری است. برای کودکان سن مدرسه، مشاور مدرسه میتواند ارزیابی اولیه انجام دهد و در صورت نیاز والدین را به متخصص مناسب ارجاع دهد. تحقیقات نشان میدهد دختران تقریباً دو برابر پسران، اضطراب را تجربه میکنند و از آنجایی که اختلال اضطراب در صورت درمان نشدن تشدید میشود، کارشناسان توصیه میکنند که دختران ۱۳ ساله و بالاتر غربالگری اضطراب داشته باشند.
درمان زودهنگام برای کودکانی که اختلال اضطرابی دارند، میتواند از ادامه یا تشدید علائم در نوجوانی و بزرگسالی جلوگیری کند. رواندرمانی با استراتژیهای ویژه، مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT)، بسیار مؤثر است. روشهایی مانند بیوفیدبک به کودک کمک میکنند افکار و رفتارهایی که اضطراب ایجاد میکنند را شناسایی کرده و چرخه اضطراب را متوقف کنند. با تمرین مداوم، کودکان میتوانند یاد بگیرند چگونه احساسات خود را مدیریت کنند.
والدین نیز نقش مهمی در این مسیر دارند. برخی اقدامات مفید در خانه عبارتند از:
- اجتناب نکنید: از ترسهای کودک دوری نکنید. اجتناب ممکن است کوتاهمدت تسکین ایجاد کند، اما در طول زمان اضطراب را تقویت میکند.
- آموزش تکنیکهای آرامسازی: نگرانیهای کودک را شنیده و درک کنید، اما ترس را تقویت نکنید. به جای آن، روشهای آرامسازی مانند تنفس عمیق یا تمرکز حواس را به کودک آموزش دهید.
- قرار گرفتن تدریجی در مواجهه با ترسها: اجازه دهید کودک به تدریج با منبع اضطراب روبرو شود، در حالی که از تکنیکهای آرامسازی برای مدیریت احساس خود استفاده میکند. این روش به کودک میآموزد که ترس اغلب قابل کنترل و بیضرر است.
کلام آخر

اضطراب بخشی طبیعی از رشد کودکان است و بسیاری از خردسالان با تجربه و بلوغ مغزی یاد میگیرند با ترسهای خود کنار بیایند. با این حال، برخی کودکان دچار اختلالات اضطرابی میشوند که نیاز به درمان زودهنگام دارد. رفتار و نگرش والدین نسبت به اضطراب، تأثیر مستقیمی بر نحوه برخورد کودکان با ترسهایشان دارد. والدین نباید وانمود کنند که اضطراب وجود ندارد، بلکه باید نشان دهند که اضطراب قابل مدیریت و کنترل است.
درمان اضطراب در کودکان زمانی مؤثر است که هم متخصصان و هم والدین همزمان در کنار کودک باشند. ایجاد محیط امن و حمایتکننده، همراه با آموزش تکنیکهای ساده مدیریت اضطراب، میتواند به کودکان کمک کند تا اعتماد به نفس خود را تقویت کرده و مهارتهای مقابله با ترس و نگرانی را از سنین پایین یاد بگیرند. هرچه این فرآیند زودتر شروع شود، کودک شانس بیشتری برای رشد عاطفی سالم و زندگی بدون اضطراب مزمن دارد.
